با شکوه چون رنگین کمان برو …

وقتی قرار است از زندگی کسی خارج شوی
با شکوه چون رنگین کمان برو …
بگذار بعد از تو تمام آدم ها را با تو مقایسه کند بگذار عیار خوبی ها شوی
یقین بدان بعد از تو کسی به چشمش نخواهد آمد و این تنها جزای آدم قدر ناشناس است !

– نسرین بهجتی

خدا کند که نباشید

خدا کند که نباشید
وقتی توی خیابان
تند تند می روم تا برسم به خلوت یک درخت
که رنگ باخته است میان دود

نباشد صورتهایتان که لب می زنید
صدا ….صداهایتان نباشد با کلمات کدر

خدا کند بروید
پخش شوید توی فضاهای مجازی
عکس شوید عطر زده
ماتیک بشوید غلیظ -زنانه
سیگار بشوید مردانه -تند
موی بلند بشوید برای هر دو جنس

جنس بشوید
جور بشوید
(من همین حالا کنار عشق ام ) بشوید
خدا کند بروید پی کارهایتان
بخزید توی رختخواب
صدای وای و ووی خوشبختی تان را تاریخ بزنید

دست بردارید از جنگ
از روزنامه
خبر
از شمارش تسلیحات

دست بردارید از عکس کودکانی که مرده اند !!!

باید گوزن می شدم

باید گوزن می شدم
شاخ می کشیدم برای شانه های شهر

خودم را می رساندم به ارتفاع هایی که دست هیچ کس نمی رسد
رد می شدم از کناره ی پرتگاه ها
از مالروهایی که از دور دیده نمی شوند

گوزن می شدم و شب ها جایی برای خواب نداشتم
گوزن می شدم و شب ها زنی را که دوست ندارد توی رختخواب بخوابد می آوردم کنار خودم
می گذاشتم گرم شود کنار تن ام

باید گوزن می شدم برای زنی
که فکر می کند
تنها چاره اش
گوزن شدن است