آینده ام خواب است

آینده ام خواب است
دررویای فراموشی
اَکر بیدارش کنم
اکنون خواب آلود می شود .
فریما

12243426_143116772711724_1767434904947307545_n

 

حس تازه

درمن……
هنوز …..
شعله ، پروانه ای راصدا میزند
واز او سیاه وسپید عکس می گیرد

آفتابم کف خیایان را برای خوابیدن
انتخاب میکند

دگر سایه ام را در اختیار ندارم
واو به تنهایی به جای من نفس میکشد

در خانه های جدول اکنونم
رود، کوهپایه ،جنگل ،انسان…
خواسته هایم را پر نمیکند ..

در من حسی نیست
که دیوار شبم را روشن رنگ بزنم
بی آنکه آفتابی را خبر کنم

هنوز به انتظار حس تازه ای می نشینم

حس تازه
(فرهاد نصیری)

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻇﻠﻢ

ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻇﻠﻢ ﻧﯿﺰ ﺑﺴﺮ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺑﺮ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭ ﭼﻬﺮﻩ
ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺪﺭﺧﺸﺪ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺁﻥ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺩﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﮐﻪ ﺑﺴﻮﯼ ﺁﻥ ﮔﺎﻡ ﺑﺮ ﻣﯽ
ﺩﺍﺭﯾﻢ .
ﻣﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ، ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ
ﺭﻭﻡ ﺗﺎ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷﺪ .
ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ